تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )

285

تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )

شنّ « 1 » كه نيابت پادشاهان مىكردند ، كشته شد . مكعبر پسران را در كشتىها به پارس فرستاد و در آنجا جمعى از ايشان را اخته كردند . هبيرة بن حدير عدوّى گويد : « پس از فتح استخر عدّه‌اى از ايشان به سوى ما بازگشتند و در ميان ايشان يك‌تن اخته و يك‌تن درزى « 2 » بود . يكى از بنى تميم به نام عبيد بن وهب خود را بر زنجير دروازهء مشقّر انداخت و آن را پاره كرد و بيرون شد و گفت : تذكّرت هندا لات حين تذكّر * تذكّرتها و دونها سير اشهر حجازيّة علويّة حلّ اهلها * هضاب الخريف بين زور و منور الا هل اتى قومى على النّأى انّنى * حميت ذمارى يوم باب المشقّر ضربت رتاج الباب بالسّيف ضربة * تفرّج منها كلّ باب مضبر « هند را ياد كردم و زمان ياد كردن او نبود . او را ياد كردم امّا ميان من و او فاصلهء ماه‌ها راه بود ؛ آن زن حجازى از زمينهاى بلند كه مردم او بر تپّه‌هاى خريف ميان زور و منور « 3 » فرودآمده بودند ؛ آيا اين خبر ، با همهء دورى قوم من ، به گوش ايشان رسيده است كه من روز جنگ بر دروازهء مشقّر از آنچه داشتم دفاع كردم ؟ در كوچك آن دروازه را چنان به شمشير زدم كه هر دروازهء استوارى از آن شكافته مىشد . » هوذة بن على در آن روز صد تن از اسيران بنى تميم را پيش ايشان پايمردى كرد و او ايشان را روز عيد فصح ببخشيد و آزاد كرد . اعشى « 4 » در اين باره چنين گويد : سائل تميما به ايّام صفقتهم * لمّا اتوه اسارى كلّهم ضرعا

--> ( 1 ) - از شاخه‌هاى قبيلهء عبد القيس ( ووستنفلد ، نسب‌نامه ) . ( 2 ) - باز نشانه‌ايست از اينكه اين حادثه در زمان خسرو اوّل ( متوفى در آغاز سال 579 م ) روى نداده بوده است . استخر را مسلمانان نخستين بار در سال 9 - 648 م فتح كردند . ( 3 ) - اين مقطوعه شامل قسمت اوّل قصيده ، كه معمولا تغزل است ، مىباشد ؛ امّا پس از آن قسمتى افتاده است . مواضع زور و منور را ياقوت ذكر كرده است . ( 4 ) - اشعار ديگر از اين قصيدهء اين شاعر مشهور در اغانى ( ج 16 صفحات 19 و 79 ) و حماسه ( صفحات 5 و 515 و غيره ) ديده مىشود . از اغانى ( ج 16 ص 79 ) معلوم مىگردد كه قصيده اصلا به افتخار هوذهء ( تاجدار ) سروده شده است .